شمس سراج عفيف

443

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

رسيد و ملك عماد الملك پير معمر گشت جميع اعضاي او فتور پذيرفت - چون سلطان فيروز شاه براي شكارگاه سواري كردى ملك عماد الملك را در شهر گذاشتي - ملك مذكور بعضي اوقات درون كوشك شهر فيروزآباد ماندي - و بيشتر اوقات در خانهء خود بودي چون ملك عماد الملك طالع شدي خانجهان اگرچه در مسند نشسته بودي فى الحال ايستاده شدي - و از مقام خويش پيشتر « 2 » شدي و خدمت كردي - و تواضع بسيار نمودي - و شتاب كام بسوي ملك عماد الملك دويدي - ملك عماد الملك نيز تواضع كردي - و بر دست خانجهان تكيه كردي - هردو ميان خويش از تاثير محبت بيش با يكديگر حكايت ميكردند - خانهء خانجهان و خانهء عماد الملك در فيروزآباد متصل بود - مدام گذر خانجهان پيش در عماد الملك افتادي - و خانجهان بآداب وزارت چون دستوران خسروان با بركات سوار ميشد - چون پيش در عماد الملك ميرسيد خانجهان پيش ازان اصحاب خود را بر راه ميگردانيد - كه چون پيش در عماد الملك برسند دهول و شهناها را نواختن بدارند - سبب آنكه نبايد كه ملك عماد الملك تنگ آيد - و او را مستنكر نمايد - و در ايام اعياد در غيبت شهريار چون خانجهان از خانهء خود سواري « 3 » كردي پيش در ملك عماد الملك ايستاده شدي - چون عماد الملك از خانهء خود بيرون آمدي آنگاه هردو بزرگوار حكايت‌كنان و كلمات مستحسن گويان در مصلاي نمازگاه

--> ( 2 ن ) پيشين شدي * ( 3 ن ) سوار شدي *